ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
270
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
آنگاه امير زنگى و كسانش از شهر بيرون آمدند و از غلات و چيزهاى ديگرى كه در اردوگاه خوارزمشاه يافتند ، مخصوصا هيزم ، به اندازهاى كه لازم داشتند ، بر گرفتند و به شهر برگشتند . و فقط كسانى را از شهر بيرون كردند كه به ستوه آمده بودند و ديگر نمىتوانستند در آن جا بمانند . امير زنگى ، پس از آن كه بدين حيله وضع خود را مجددا محكم كرد ، براى خوارزمشاه نوشت كه : « بازگشت به شهر بهتر بود ! » خوارزمشاه از كارى كه كرده بود پشيمان شد ولى پشيمانى سودى نداشت . لذا از آن شهر رفت و گروهى از سرداران خويش را در آن جا گذاشت تا شهر را در محاصره نگه دارند . همين كه خوارزمشاه از آن جا دور شد ، محمد بن چربك ، كه از اميران غورى بود ، از طالقان حركت كرد و براى امير زنگى ، حاكم سرخس ، پيام فرستاد و او را آگاهى داد كه مىخواهد بطور ناگهانى بر خوارزميانى كه سرخس را محاصره كردهاند ، حمله برد . اين پيام را از آن جهة به دو داد كه وقتى خبر اين غلبه را شنيد ناراحت و نگران نشود و گمان نبرد كه منظور حمله به مردم سرخس است . خوارزميان به شنيدن اين خبر از سرخس دور گرديدند . آنگاه امير زنگى از شهر بيرون شد و محمد بن چربك و لشكرش را در مرو الرود ملاقات كرد و خراج آن جا و نواحى نزديك بدان را